محمد مهدى ملايرى

46

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

يعنى مسلمانان غيرعرب ، و اگر پژوهنده‌اى وقت و حوصلهء آن را بيابد كه در اصل و نسب اين موالى دانشمند غور و بررسى كند آنها را به استثناى معدودى ، ايرانى و ايرانىتبار خواهد يافت با مفهومى كه كليهء ايران در آن زمان داشته با قلمرو گستردهء جغرافيائى و فرهنگى آن . سير ادب و فرهنگ ايرانى در دوران اسلامى با ادامهء اين بحث اين موضوع هم كم‌كم آشكار مىشد كه ادب و فرهنگ ايران از آغاز گسترش اسلام در اين سرزمين در دو شاخهء جداگانه ولى نزديك به هم به سير تاريخى خود ادامه داده است : يكى در شاخهء زبان فارسى كه همچنان در قلمرو فرهنگى خود و در ميان مردم فارسىزبان استمرار داشته ، هرچند در قرنهاى نخستين اسلامى ظهورى در صفحات تاريخ نيافته ، و آثار استمرار آن را بايد از خلال پديده‌هاى تاريخى ديگر به‌دست آورد . و ديگر در شاخهء زبان عربى كه هم آثار تمدّن و فرهنگ پيش از اسلام ايران را دربر گرفته ، و هم مهمترين جلوه‌گاه انديشه و هنر دانشمندان ايرانى در جهان اسلام بوده . بنابراين بررسى در تاريخ و فرهنگ ايران در اين دوران انتقال در صورتى جامع و فراگير مىتوانست بود كه هر دو شاخهء عربى و فارسى آن را دربر گيرد و هر يك را در جلوه‌هاى خاصّ خودش باز نمايد . مطالعاتى دراين‌باره در دانشگاه آمريكائى بيروت عزيمت من به دانشگاه امريكايى بيروت براى تدريس زبان و ادبيّات فارسى در آن دانشگاه و ادامهء مطالعات در زبان و ادب عربى ، كه پيش از آن هم در دانشگاه تهران بدان پرداخته بودم ، فرصت مناسب ديگرى براى ادامهء مطالعات مشترك فارسى - عربى در اختيار من گذارد . اين مرحلهء تازه‌اى بود در آن مطالعات كه در پيشرفت جست‌وجوهاى خود من و يافتن راههاى تازه‌اى براى پىگيرى آنها